اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
14
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
آن را قفل كرد و كليد آن را به فرزند خود سام سپرد . سپس نوح بزراعت و تاكنشانى و عمران زمين پرداخت . در يكى از روزها نوح خوابيده بود كه جامه از تن او دور گرديد و فرزندش حام بر پدر خنديد و برادرانش را نيز آگاه نمود . پس سام و يافث جامه اى برداشتند و روى برگشته نزد پدر آمدند و جامه را بر تن او انداختند و چون نوح از خواب بيدار گشت و از آنچه گذشته بود آگاه شد بر كنعان بن حام نفرين كرد نه بر حام كه قبط و حبشه و هند از فرزندان اويند [ 1 ] . و اول كسى از فرزندان نوح كه به كار فرزندان قابيل بازگشت كنعان بود كه بآلات لهو و موسيقى دست برد و با ناى و طبل و بربط و چنگ هم آواز گرديد و شيطان را در بازى و باطل پيروى كرد . و نوح زمين را در ميان فرزندان خويش بخش نمود ، به اين ترتيب كه وسط زمين و حرم و اطراف آن و يمن و حضرموت تا عمان تا بحرين تا عالج و يبرين و و بار و دو و دهناء را به سام داد و زمين مغرب و ساحلها را بحام واگذاشت . پس كوش بن حام و كنعان بن حام و نوبه و زنج و حبشه [ 2 ] متولد شدند ، يافث بن نوح در ميان خاور و باختر فرود آمد . و براى او جومر و توبل و ماش و ماشج و ماجوج بزادند ، و از جومر صقالبه پيدا شدند و توبل پدر بر جان بود و از ماش ترك و خزر و از ماشج اشبان پديد آمدند و از ماجوج ياجوج و ماجوج متولد شدند كه در ناحيه خاورى زمين ترك جاى گرفتند ، [ 3 ] صقالبه و بر جان پيش از پيدا شدن روم در روى زمين روم منزل داشتند ، فرزندان يافث اينها بودند . نوح پس از بيرون آمدن از كشتى سيصد و شصت سال زنده بود و چون مرگش فرارسيد ، سه فرزندش سام و حام و يافث و پسرانشان بر او گرد آمدند و آنها را بپرستش خداى متعال وصيت فرمود و سام را دستور داد تا چنان كه كسى نداند پس از مرگ نوح بكشتى درآيد و جسد آدم را بيرون آورد و « ملكيزدق بن
--> [ 1 ] قبط فرزند قوط بن حام و حبشه و هند فرزندان كوش بن حام . [ 2 ] طبرى ج 1 ص 139 : نوبة بن كنعان ، زنج بن كنعان و حبشة بن كوش . [ 3 ] انبياء : 95 - 97